|
بیچاره آهویی که صید پنجه شیریست !... بیچاره ترشیری که صید چشم آهوییست !
|
سلام .
بالاخره اینترنتم یه خورده اون شد!
هنوزهم بی مشکل نیستم.تا
ADSLندارم همینه که هست!
دست استاد مهربان درد نکنه.
و همچنین همه دوستان خوب که به من سر زدن.
و اما بعد...
امروز هم گذشت ...تو اما نیامدی
آه ای رسول خاتم غمها! نیامدی
گشتم پی مقام سلیمان خویشتن
من دیو سیرتم که تو پیدا نیامدی ؟
هر گوهری برای مباداست، نازنین!
حالا شده است روز مبادا، نیامدی
هی وعده د اده ام به دلم صبح روز بعد
فردا شده است... وعده فردا! نیامدی
ای باعث تولد صدها غزل! چرا ،
صد عصر جمعه رفت و به دنیا نیامدی!؟
ای آرزوی کهنه چشمان منتظر!
خورشید من! به باغ تماشا نیامدی
دارد دوباره شعر ،تورا نقل میکند
حرفی نمانده بر لبش الا «نیامدی»
(ج.ن.گلستانی-ریحانه)
سلام.
و بازهم سلام.
شرمنده همه مهربونهایی که به من سر زدن و من ...
چشم اون شعر رو هم مینویسم الهام خانوم!
...
واما بعد...
بر روی آب خانه بنا کرده ایم آه
مانند یا کریم کمی زود باوریم
از عشق سهم سینه ما غیر درد نیست
باری به شانه های دل خویش میبریم
با ما تمام عالم و آدم غریبه اند
بیهوده نیست گاهی اگر کم می آوریم
گاهی شبیه باد گذشتند لحظه ها
گاهی گذاشتند که ما سخت بگذریم
حالا که فصل سبز تماشا تمام شد
ما آبروی آینه ها را نمیبریم
*
*
غمگین مباش اگر چه در این روزنامه ها
مثل همیشه ما خبر دست آخریم
روزی شبیه خنده گنجشکهای باغ
از پشت این حصار غم انگیز ........می پریم
ج.ن.گلستانی(ریحانه)
به نام خدای بهار آفرین
بهار آفرین را هزار آفرین
سلام
سال نو مبارک
ببخشید نمیام سراغتون
اینترنتم (این)! شده.
ممنونم از همه شما که به من سر زدید
جبران میکنم انشاالله.
در پناه خالق بهار مهربان...
شاد باشید و...شاد
سلام
چشم...
خواهش نیاز نیست.
***
در دفترم بهانه آغاز می کشم
تا چشم صبح پنجره ای باز می کشم
آرام باش ای دل افتاده از نفس
دارم برای بال تو پرواز می کشم
پرواز کن که از قفست تنگ تر شدی
سازت شکسته است و بدآهنگ تر شدی
یک روز مثل چشمه روان بودی و زلال
از صخره های سخت دگر سنگ تر شدی
پرواز کن که یک نفر ازراههای دور
دل تنگ توست ...چشمه ای از باغهای نور-
در انتظار تا بروی پشت پنجره
هر لحظه خاطرات تو را میکند مرور
یادش نمیرود که تورا دیده بارها
اشک تو را شبیه گلی چیده بارها
در خواب ،چشمهای تو را پشت پنجره
آن مهربانتر از همه، بوسیده بارها
غافل نبوده از تو که غافل نشسته ای
غافل نبوده از تو که غمگین و خسته ای
او مرهم شکستگی بالهای توست
با اینکه بارها دل او را شکسته ای
هر روز پشت پنجره در انتظار توست
ای بیقرار!!! آینه ای بی قرار توست
نوری درون پنجره تا بی نهایت است
باغ خزان گرفته بیا ...!این بهار توست
(ریحانه-ج.ن.گ)
سلام.
باید باور کنیم
گاهی پرواز برایمان خوب نیست
گاهی پرنده شدن سخت است...
آسمان گاهی ما را نمیخواهد
و ما گاهی پرواز را
میخوام خودمو بندازم تو رو در بایستی ...
به شما قول میدم با یه شعر تازه بیام...تا مجبور بشم با یه شعر تازه بیام
چه اسمون منو بخواد چه نخواد ..من هم آسمونو میخوام هم پروازو
همینه که هست![]()
یاحق![]()
سلام
احوال شما؟؟؟
خب،بریم سر قضیه« و اما بعد » خودمون...
هفت خط ، جور کش
اساتید فن به هر دلیلی دل مبارکشون خواسته جام شراب رو به هفت قسمت
یاخط تقسیم کردن وبرای هرخط خیلی با سلیقه و با احساس اسم گذاشتن...
خط اول که کمترین میزان شراب رو در خودش جا میده اسمش خط فرودینه است
بعدخط کاسه گر وخط سوم خط اشک که خط خطره.خط چهارم خط بصره و پنجمین
خط ازرق نام داره که خط اعتدال یا خط شبه و خط وسطه .بعد خط بغداد و خط
هفتم... خط جور.البته جور به معنای سختی نه جنس جور یا جفت و جور.
به کسی که میتونه بی درد سر یه پیمانه که تا خط هفتم(خط جور) پر شده
رو بنوشه میگن چی؟؟
بله ، میگن هفت خط.![]()
«هفت خط داشت جام جمشیدی
هر یکی در صفا چو آیینه
جور و بغداد و ازرق وبصره
اشک و کاسه گر وفرودینه»
حالا ببینیم این جور کش بیچاره چی ربطی داره به هفت خط ناقلا...!![]()
توی بزمها وقتی میخوان حال یه تازه وارد رو بگیرن اون هم ازنوع اساسی
یه جام پر میدن بهش تا بنوشه.این جاست که یه نفر لوتی ،میشه فرشته
نجات و به جای اون جام رو تا ته مینوشه.![]()
خب، حالا به این لوتی چی میگن؟؟؟؟؟
آفرین ، میگن جور کش.
تو پست بعدی براتون بیشتر از موارد استفاده و تعابیر می در ادبیات میگم.
والسلام
خوش باشید تا بعد.....![]()
آن عزیزی که به بویش دل من ساخته است
آتش شوق به مصر تنم انداخته است
نکند سرد شود شعله عشقش ور نه
دل بیچاره من قافیه را باخته است...
(ج.ن.گلستانی-ریحانه)![]()