تبليغاتX
شاعران پروازی

شاعران پروازی

کاش لحظه ها تکرار دوباره با تو بودن بود
سلام
امیرالمومنین علی علیه السلام:


ساعتها غارتگر عمرهاست.

غررالحکم/ج1/ص487/شماره2/3761


............................


آمدی با تاب گیسو تا که بی تابم کنی


زلف بر یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی


آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من


خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی


رفتی از پیشم که دور از چشم خود تا نیم شب


با نوای لای لای گریه ها خوابم کنی


سهیلی


.................................


و اما زمان:


سلام و ممنون از اینکه توی این بحث شرکت کردید.


من هم با نظرات شما تا حد زیادی موافقم.


بحث رو ادامه میدیم تا یه راه خوب برای در بند کردن زمان پیدا کنیم.

برای این منظور اصل توجه رو میزاریم روی موضوع هدف:


1- هدفمند بودن سرعت تصمیم گیری را بالا می برد.


2- برای انتخاب هدف باید یک مبنای درست و دقیق در نظر بگیریم.


3-باید از شاخه به شاخه شدن و توجه به حاشیه ها که باعث اتلاف


وقت و انرژی است بپرهیزیم.


4-برای رسیدن به هدف و ایده آلها باید مبنای زندگی مادی و معنوی


یکی باشد.


5-... حالا نوبت شماست...


چه جوری هدفمونو تعیین کنیم تا زمان از دستمون نره؟؟



یا علی




+نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |
سلام


امیرالمومنین علی علیه السلام:


آشنا ترین مردم به وضع زمانه کسی است که از پیش آمدهای آن شگفت زده نشود.

غررالحکم/ج1/شماره5.3764


........................


دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست


کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست


گلگشت چمن با د ل آسوده توان کرد


آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست


ازآتش سودای تو و خار جفایت


آن کیست که با داغ نو و ریش کهن نیست


بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست


اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست


در حشر چو بینند بدانند که وحشیست


آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست


وحشی بافقی


.....................................................................................................................


برای دوستان پر وپا قرص وبلاگ:

اول این که همه دوستان که همیشه منو با حضور مهربانشون شاد

کردن لینک شدن.اگر لینکشون نبود به من اطلاع بدن لطفا.

دوم اینکه به پاس حضور همیشگی شما میخوام برای این که

زمانتون بیهوده توی این وب از دست نرفته  باشه یه موضوعی رو پی

بگیریم باهم...


زمان


لطفا نظرتون رو در باره زمان بگید.


چی هست؟


چطور میتونیم درست ازش استفاده کنیم؟


چه چیزایی مانع پیشرفت ما میشه؟


.............

یه روزی این موضوع رو آقای بردبار (مدیر محترم وبلاگ مهمانخانه)مطرح کردن و من مطالبی که به نظرم میرسید رو نوشتم و به ایشون تحویل دادم و ایشون هم بعد از کلی سین و جیم کردن من اونو تاییدش کردن.حالا میخوام همونو ادامه بدیم.چون زمان مهمترین بخش زندگیه ماست...یا ما بخشی از اونیم؟؟


پس لازمه همه چیزو در موردش بدونیم.

بعضی از دوستان من اون مطالب رو به صورت مکتوب دارن.از شما که به من سر میزنید هم میخوام به این موضوع فکر کنین و نظرتونو بگید.

با اجازه من شروع میکنم...


برای شروع باید بدانیم،


برای مطالعه هر چیز باید ابتدا آن چیز و ابزار مربوط به آنرا شناخت.


بعد از شناخت ،


یه سری چیزها هست که به ما کمک میکنه که از زمان کمال

استفاده رو ببریم.

مثلا:

1-داشتن برنامه هدفمند با اولویت بندی صحیح

2-همسویی حرکات با هدف

3-مطالعه و تفکر مناسب و جهت دار

4-ابتکار عمل و خلاقیت در مواجهه با حوادث غیر مترقبه

5-... نه دیگه...فعلا بسه !


حالا بگید ببینم اینا رو قبول دارین؟


نظرتون رو در مورد این مطلب بگید


ممنونم


یا علی

+نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |


امیر المومنین علی علیه السلام:


بدی را ازسینه دیگران،با کندن آن از سینه خود، ریشه کن نما .

نهج البلاغه/حکمت178


.................................



لطف پنهانی او در حق من بسیار است


گر به ظاهر سخنش نیست سخن بسیار است


فرصت دیدن گل آه که بسیار کم است


وآرزوی دل مرغان چمن بسیار است


دل من در هوس سرو سمن رخساریست


ورنه بر طرف چمن سرو و سمن بسیار است


یا رساقی شد و صد توبه به یک حیله شکست


حیله انگیزی آن عهد شکن بسیار است


وحشی از من مطلب صبر بسی درغم دوست


اندکی گر بودم صبر زمن بسیار است 


وحشی بافقی



+نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |
سلام


امیر المومنین علی علیه السلام:


مبادا سرگرم کننده ای تورا از کار و عمل برای آخرت سرگرم سازد که زمان کوتاه است!

غررالحکم/ج1/شماره78.168


............................


گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر

چون ماه شبی میکشم از پنجره سر

افسوس که خورشید شدی تنگ غروب

اندوه که مهتاب شدی وقت سحر


فریدون مشیری


*********************


پنبه دزد


یه روزی روزگاری یه جایی دزدی شد!


بنده خدا هر چی پنبه تو انبارش بود دزدیده بودن!


رفت و به حاکم شهر شاکی شد.


حاکم یا قاضی مردمو جمع کرد تو میدون و گفت :


من میدونم دزد پنبه ها کیه!!


خودش بیاد و این ماجرا رو تموم کنه.


اما هیچ کس پا پیش نذاشت.


این باز قاضی گفت:


من دارم دزد پنبه ها رو میبینم.


یه کمی از پنبه هایی که دزدیده چسبیده به ریشش!!


تا اینو گفت یکی از اهالی دستشو کشید به ریشش.


قاضی طلبیدشو گفت :


جلدی برو اموال این بابا رو بیار بده بهش.


این جوری میشه که وقتی ماجراهای این چنینی پیش میاد


و  یکی هول برش میداره میگن:


پنبه دزد دستی به ریشش میکشه!


...............................


یا علی

+نوشته شده در دوشنبه 27 مهر1388ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |
سلام


امیر المومنین علی علیه السلام


مردم سه دسته اند؛

دانشمند الهی ، و آموزنده ای بر راه رستگاری و گروهی که مثل پشه هایی

که دست خوش باد و طوفان هستند و همیشه سرگردانند که به دنبال هر

سروصدایی می روند و با وزش هر بادی حرکت میکنند.نه از روشنایی دانش

نورگرفتند و نه به پناهگاه استواری پناه گرفتند.

نهج البلاغه/حکمت147


.............................



من آن مرغم که افکندم به صد دام بلا خود را


به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را


نه دستی داشتم بر سر نه پایی داشتم در گل


به دست خویش کردم این چنین بی دست و پا خود را


چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم


که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را


گر این وضع است میترسم که با چندین وفا داری


شود لازم که پیشت وا نمایم بی وفا خود را


چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه میداری


نمی بایست کرد اول به این حرف آشنا خود را


ببین وحشی که در خوناب حسرت ماند پا در گل


کسی کو بگذراندی تشنه از آب بقا خود را


      

وحشی بافقی


+نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |
سلام


امیرالمومنین علی علیه السلام:


میوه اندرز دادن ، بیدار شدن است.

غررالحکم/ج2/ص547


...................................


ریشه در خاک دارم


هنوز ایستاده ام اگر چه برگهایم زرد باشد...


سلام


با من بمان اگر چه بی من!


با من بمان ...


تکرار لحظه هایی باش که برف بی ملاحظهء دستهای سردم می بارد...


وتو از لا به لای خاطراتی دور می آیی با نگاهی به گرمی آفتاب  ...



«خدا کند که نبینم غم نگاهت را...»


«خدا کند که نبینم تو را به حال خودم...»








+نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |
سلام



امیرالمومنین علی علیه السلام:


در تنگی و سختی درستی و نیکویی دوستی آشکار گردد.
غررالحکم/ج1/ص219


.......................................

صلاح کار کجا و من خراب کجا


ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا


دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دير مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را


سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد


چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

چو کحل بينش ما خاک آستان شماست


کجا رویم بفرما از این جناب کجا

مبين به سيب زنخدان که چاه در راه است


کجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا

بشد که ياد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دوست
قرار چيست صبوري کدام و خواب کجا

حافظ

+نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعتتوسط ریحانه (ج.ن.گ) |